بهار، نبش قبر پرستوهاست

بهار، نبش قبر پرستوهاست

شعر

یکشنبه رفت!

 پشت سرش عصر جمعه شد

حتی دوشنبه از سحرش عصر جمعه شد

 

در فکر پر زدن به زمین میخورد دلم

آن کفتری که بال و پرش عصر جمعه شد

 

غمناک پر زغصه و کوتاه و لعنتی

آن قصه ام که مختصرش عصر جمعه شد

 

بعد از تو روزگار به جنگ من آمده

یکشنبه نیزه اش ، سپرش عصر جمعه شد

 

یک جمعه صبح از تپشش دست میکشد

قلبی که قاتل پدرش عصر جمعه شد.