بهار، نبش قبر پرستوهاست

بهار، نبش قبر پرستوهاست

شعر

غزل امروز

حسین غلامی خواه حسین غلامی خواه حسین غلامی خواه · 26 خرداد ·

درباره شعرم نظر بدید حتما 💖

باید دوباره حافظه را زیر و رو کنم

با یک بهانه اسم تو را جستجو کنم

 

عقلی که گفت قصه ی ما سر رسیده را

با این دل نشسته به خون روبرو کنم

 

این قلب پاره پاره همان یادگار توست

دست و دلم نرفت که آن را رفو کنم

 

سال هزار و سیصد و آغوش گرم توست

هر عصر جمعه پیرهنم را که بو کنم

 

با تو برای آخر این قصه میشود

پایان بهتری _که تویی _ آرزو کنم.

 

" حسین غلامی خواه "